نظریه 30به 70

 

یه مسئله ای که خیلی باهاش چلنجم گاهی

اینه که  ایا این دنیا واقعا میتونه محلی برای ارامش داشتن

انسانها باشه؟

این سوال تو ذهنم وقتی بولد میشه که میبینم برخلافه ایات شریفه ی

قران که قطعا درسته که بعد از هر سختی ای اسایشی هست ...من

چیزی که تجربه کرده ام اینه که در کنار هر خوشی و اسایشی

سختی های زیادی هست 

استغفرالله اصلا قصدم صدوره سخنی در کنار سخن خدا نیست

اما واسم سواله

که منی که هی از خداوند ارامش میخوام تو دنیا 

چرا هروقت یه حسه خوبی اومد سراغم فورا هزاران حسه

منفی اومدو در کنار اونه خوشی زودگذر جا خوش کرد!

نه برای من برای انسان  گمون نکنم این دنیا محلی

برای اسایشش باشه!

.

.

.

تصمیم میگیری بری مسافرت و کلی برنامه میریزی

تو را مثلا داری کیف میکنی از مناظر و هوای خوب

یهمو مزاجت بهم میریزه و ...سبز گلاب به رو باید از فبل

خوب فکرشو میکردی اما

اونو درست میکنی بچه مریض میشه!

اونو درمون میکنه خدا با همسر بحثت میشه!

حالا خیلی هنر کنی در کل که حساب کتاب میکنی

بهت خوش گذشته اما پدرتهم دراومده یه جاهایی...

تو یه عصری تصمیم میگیری بچه رو ببری پارک

میکوبی شادو خوش خندون میرسی به محل

میبینی اون پارک سرپوشیده

رو یه ساله جمع کردن!تعجب

دوباره عنر عنر دسته بچه رو میگیری و برمیگردی پارک محله خودتونو

تو راهم هی باید غر و نق بچه رو به جون بخری تاسعی کنی یه عصره

دل انگیزو خراب نکنی!

چشم باز میکنی میبینی 3ساعته بیرونی متفکر 

نه که بد بوده اما در کنار خوبیش کلی هم خستگی و کوفتگی داشته افسوس

.

.

.

مثال زیاد دارم 

از عروسی رفتن و مهمونی گرفتن و تولد گرفتنو ...

که در کنار یه ساعت شادی دقایقه زیادی رو به سختی گذروندی!

به نظرم نسبته خوشی ها به سختی های این دنیا 30 به 70 اه 

که اگه بخوام تخفیف بدم شادی بگم 40 به 60

حالابا این 30-40 درصد چطور میشه خوبی کردو این خوبی

و شادی رو نسل به نسل انتقال داد نمیدونم !

البته اینا همه نظره منه و این نسبت(30به 70) تو ادمهای دیگه

به دلایلی از قبیله 

 احساسه رضایت از زندگیشونو

مشکلاتشونو

اخلاقای خوب وبدشونو

هزاران دلیل دیگه میتونه متفاوت باشه...

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
رضوان

داستان اینه که باید سطح توقعت را پایین بیاری . یعنی خیلی ببخشید انتظار "خرکیف" شدن را نداشته باشی [نیشخند] اصلا همچین داستانی نداریم بخصوص اگر در خاورمیانه زندگی کنی بخصوص اگر جهان سومی باشی هیچی دست خودت نیست . اصلا برنامه ریزی کیلویی چند ؟!![متفکر]

مادر

خداروشکرکن عزیزم ،فقط شمانیستی ،ماتازه دوساله از خونمون بیرون میریم ......بچه هام یه بادبخورن مریض بشن من 82 عروسی کردم هشت سال نتونستم هیچ عروسی برم......همین توی خونه بابچه هم وهمسرم خوش خوش....نمی شد که بریم دوتا بچه کلی گرفتاری.....اینا همه میگذرن ....هیچ وقت باهمسرت بحث نکن سراینجا اونجا رفتن......همین که درکنار همین وبچه ی سالمی دارین خدارو صد هزار بار شکر.....شکر کن ننه رها جان غر نزن ........منم مثالها دارم ها ولی ول کن همین بابچه ها وشوهرم هستم خدارصد هزاربارشکر.....عشق هم همین است دیگر

مادر

خیلییی ممنونم ازت رها جون لطف داری شما[قلب] سخت بود ولی توکلم به خدا بود وبس[قلب] به حرفم راحت نیست برامن ،خدا خیلیییی کمکم کرد وممنون وشاکرش هستم.... برات بهترین ها رو آرزومندم[ماچ][قلب][گل]

وحید53

این قضیه رو هزار جور می شه براش در نظر گرفت یکی این که بشر برا خودش دردسر درست می کنه یکی اینکه بیماری سن بالا غذا ها مسموم وشیمیایی هوا آلوده اشعه های مضر پیرامون پرازیت ها تمام عوامل سرطان زا از بشر امروز در دنیای صنعتی خوشی رو گرفته قوالنین دست و پا گیر آدمای خسته ی عصبی از فشارهای اجتماعی الکترونیکی پیرامون امروز ارامش رفته امیدوارم توضیحم خوب بوده باشه

وحید53

اره عزیزم برخی زندگیشون سخته همه جوره اذیتن