درد

گاهی دلت میخواد یه پست تکراری رو تکرار کنی!

و از درد بنویسی

از دردی که گاهی ارامش رو ازت میگیره 

و به کرده ها و ناکرده هایت می اندیشی

دردی که مجبورت میکنه با خودت 

و یا شابت با خدایت حرف بزنی 

حرف بزنی بیشتر از همیشه

دردی که اگر کسی در طول هفته تو رو بدون اون دیده باشه

باور کردنش براش سخت میشه و شاید با خودش بگه

چی کم داره فلانی!

دردی که نمیشه گفت درمانی نداره

یه ژلوفن  هر 4ساعت ارومش میکنه خدا رو شکر

اما نباید خورده بشه و باید تحمل بشه بیشتر!

دردی که تحملش برام سخت میشه گاهی 

دردی که میتونی باهاش گاهی

فقط گاهی 

خودتو برا مصلحت اندیشش لوس کنی

.

.

.

 

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر

رها جان دخترم خوبی کجایی مادر ؛)))))) سفارش هام چی شد پس؟؟؟؟

وحید53

حرف های تکراری مسکن های تکراریند که هر روز دزشون بالا می ره واثر بخشی شون کمتر

احمد پایمرد

سلام . آرزوی موفقیت در تمام لحظه های زندگی را براتون دارم سایتون برقرار

سید

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء... می دونم شعار دارم می دم وقتی درک نمی کنم اون درد رو و حس نمی کنم اما گاهی باید شعار داد و اشکال هم نداره که بگم درد همیشه نتیجه رفتار نیست که اگه این بود امامان معصوم نباید می کشیدند... گاهی درد برای بالا رفتن و امتحان شدن است و گاهی: هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

مادر

خوبی دخترم کجایی[سوال] رها عزیزم جواب بده[عینک] رها من ویادته مامانی ت هستما[نیشخند] ژلو فن نخور[گل]

هدا

[ناراحت]چرا..بت نمیادااا[لبخند]

هدا

ناراحتی فرو برده در خویش دیگه[نیشخند]

وحید53

درد ها و ناله های کهنه که از نشدنی هاست خسته کننده اس ولی باید بیرون ریخت

وحید53

پوزش من صقیل و سنگین وفلسفی می نویسم